تبليغاتX
در قلب من

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگيز من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

در قلب من

کاش ! قلبم درد تنهايی نداشت سينه ام هرگز پريشانی نداشت کاش برگهای آخر تقويم عشق حرفي از يک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پيمود و قربانی نداشت !

 

بيا که بی گل رويت خمار ميميرم/ بيا گر نر سی داغدار ميميرم /به چشمان مست و شهد لبت سوگند گر بگويی بمير ميميرم!

 


تو ميری و من فقط نگاهت مي کنم ! تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم . بي تو يک عمر فرصت برای گريستن دارم اما برای تماشای تو همين يک لحظه باقيست .

 

باز باران بی ترانه     ////      گريه هايم عاشقانه
می خورد بر سقف قلبم    ////     ياد ايام تو داشتن
می زند سيلی به صورت     ////       باورت شايد نباشد
مرده است قلبم ز دستت    ////     فكر آنكه با تو بودم
با تو بودم شاد بودم      ////      توي دشت آن نگاهت
گم شدن در خاطراتت...

 

بدان که اگر کسی را برای يک‌بار، يک‌روز، دوست دارم، تو را برای هميشه دوست دارم. من عشق را در تو، تو را در دل دل را به هنگام تپيدن به خاطر تو دوست دارم



|+| مطلب ارسال شده از طرف علی روز یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 16:21 |