تبليغاتX
در قلب من

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگيز من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

در قلب من

سلام دوستان خوبم شاید یک سال از آخرین مطلب ارسالی من میگذره ولی شاید از روزگار باید گله مند بود از روزگار بی وفا که باعث می شه آدما از بعضی کارایی که دوستشون دارن سرد بشن  راستشو بخواین منم بخاطر دلایل شخصی دیگه نتونستم وبلاگمو آپدیت کنم و شرمنده ی شما شدم .الانم که می بینید دارم مطلب می زارم فقط بخاطره یه نفره که قراره بیادو این وبلاگ منو ببینه امیدوارم هم شما هم اونی که قراره بیاد از دیدن وبلاگم رازی باشه .به امید روزهای سبز سبز سبز

>>کاش می دیدی چیست آنچه در عمق وجودم جاریست<<

|+| مطلب ارسال شده از طرف علی روز دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 1:57 |