تبليغاتX
در قلب من

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگيز من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

در قلب من

اگر دریای دل آبیست
تویی فانوس زیبایش
اگر آیینه یک دنیاست
تویی معنای دنیایش

تو یعنی دسته ای گل را
ز آن سوی افق چیدن
تو یعنی پاکی باران
تویعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را
به یک پروانه بخشیدن
تو یعنی از سحر تا شب
به زیبایی درخشیدن

تو یعنی یک کبوتر را
زتنهایی رها کردن
خدای آسمان ها را
به آرامی صدا کردن

تو یعنی چتری احساس
برای قلب بارانی
تو یعنی پیک آزادی
برای روح زندانی

اگر چه دوری از اینجا
تو یعنی اوج زیبایی
کنارم هستی و هر شب
بخوابم باز می آیی

اگر هرگز نمی خوابند
دو چشم سرخ نمناکم
اگر در فکر چشمانت
شکسته قلب غمناکم

ولی یادم نخواهد رفت که
یاد تو هنوز اینجاست
میان سایه روشن ها
دل شیدای من تنهاست

اگر یک آسمان دل را
به قصد عشق بردارم
میان عشق و زیبایی
تو را من دوست می دارم

چه زیبا می شود روزی
پایان آید این یلدا
دل تو آسمان گردد
و روح سبز من شیدا

|+| مطلب ارسال شده از طرف علی روز چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 10:1 |