تبليغاتX
در قلب من

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگيز من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

در قلب من

آنان که دوای دل افکار کنند               پیوسته کشو کار در کار کنند
گر پشت به دیوار کنی یاد آور     زان روز که از خاک تو دیوار کنند

|+| مطلب ارسال شده از طرف علی روز جمعه دوازدهم اسفند 1384 16:27 |